X
تبلیغات
رایتل
خیالگو  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386

خیالگو

 

دیروز یه چشمای دیدم

نگاش برام غریب بود

اما حالت اون چشا

خیلی باتو شبیه بود

 

اینقده نگاش کردم

که طفلی ترسیدو رفت

آخه من غافل بودم

تو نبودی اون که رفت

 

این اولین خیانت

 نگاه به یه غریبه

ببخش آخه عزیزم

نگاش به تو شبیه

 

روز بعد همون روز

توی خیابون بودم

نمیدونم چی شد که

 اون به کنارم اومد

 

بوی تنش همون بود

 عطری که تو میزدی

عطر گل اقاقیا

 با یاسمن آبی

 

اینقده بوش کشیدم

که به خودش میلرزید

به خیالش من دیونم

تند رفت خیلی ترسید

 

این دومین خیانت

راه رفتن با غریبه

نکنه یه آشنای

منو دنبالش دیده

 

رفته بودم خیابون

واسه خرید عیدی

خدای من چی دیدم

موهای خیلی مشکی

 

دست کشیدم رو موهاش

تا که بهش رسیدم

بیچاره اون پس افتاد

چون دنبالش دویدم

 

                                 چیکار کنم عزیزم

هرکی یه خوبیتو داره

فقط توی که همرو

خدا بهت یکجا داده

 

از مهربونیو معرفت

تو از همه سرتری

حتی تو یه بی وفای

 تو از همه بیشتری

 

دیگه قسم خوردم

 پا نزارم خیابون

آخه به من میگن

دیونه خیالگو

New Page 2
X
تبلیغات
رایتل