X
تبلیغات
رایتل
رویا  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 23 آبان‌ماه سال 1386

سلام بهونه قشنگم ..... شاعر بی بهونت هنوزم بی بهونه هست... کاش کنارم بودی.... آخه من برات بی قرارم...... کاش پیشم بودی...........
ببخشید که دیر اپیدم......
واسه اولین بار یه داستان کوتاه نوشتم به اسم (رویا دیونه دیونه ها آخر دنیا بهت رسید) گذاشتمش تویه نوشته های پیشین... بخونیدش فکر کنم قشنگه ... قصه داستانش جدیده...... به این صورت که یه رویا، یه خیال، توی ذهن یه انسانه داره رشد میکنه ...اون آدم، عاشق اونیه که تو ذهنشه... عاشقه اون رویای تویه ذهنشه.....اون رویایه توی ذهن هم عاشق آدمه شده ..... آدم نمیدونه رویای تویه ذهنش واقعی واما...... باید تا آخر داستانو بخونی یه کوچولو طولانیه اما از خوندنش پشیمون نمیشید....

New Page 2
X
تبلیغات
رایتل